فصلی که بوسه هایش تب داغ تشنگی لبان ماست

نزدیک به آبی آسمان و امتداد یک خط نگاه که سو می کشاند به فرا

مبتلا به خیس قطره های سراپای تن ما که در ما دچارند

چون بوسه هایی که ماهیان به تن آب می نوازند 

به دیدارت می آیم

در اندک فرصتی که هست

دیدنی که از حادثه ها پر بود و فاصله ها

از شکستن های بی صدا تا آشناترین رنگ ها

باورم کن باور

که من با تو صادقم

عاشقم

/ 0 نظر / 5 بازدید