با خنده هایت و نگاه آشنای کودکانه ی احساس در تن معصومیت

و گونه های انتظاری که در مسیر بوسه های عشق

به باد می سپاری

برای همیشه های یک شب دیگر

تو را به دوردست هایی جاری می کنم

که تلاقی زمان و مکان در پلک بهم زدن قرن ها

بلیعده می شود درون سال های دقایق و ثانیه ها

به دست خاموشی لحظه ها

و به خیال می پیوندد

تا ماندنی شود در ابدیت من و تو

/ 0 نظر / 6 بازدید